زمان،ی سری چرک های پوستی رو خشک می کنه،ی سری رو عمیق! - تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 5:58
گرم آمدی وقتی روی سرت برف ریخته بود تیکه هایی از آمدنت دژاووی میشد در مغزم از وقتی ک فانکشنالیسم مغزم را پیدا کردم دیگر تلاشی برای هازش گرم شدنش نمیکنم تلویحا بلدم کانسپت مغزم را نشان بدهم! اما مشکل از درون که نمیدونه بدونه یا بتونه بدونهچه فرقی داره؟اخرش که با حرکات کیاتیک از بین میره اما الان نبای...
خدا - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
کودکی صبح چراغ به دست در بازار ها قدم میزند... با فریاد میگوید: من خدارو پیدا میکنم...پیدا میکنم... تمام مردمی که به خدا اعتقاد نداشتن جمع شدن. هه هه..
life? - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
یه شکارچی پرنده ها رو میکشه... ولی یه حسی بهش میگه یه جون بهشون بدهکاره... واسه ارمشش میره پوستشونو میکنه... یه کالبد چوبی دروس میکنه.. &#
a way... - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
مگسی کوچک در تلاش بیهوده برای رد شدن از شیشه ی پنجره آخرین نیروی زندگی کوتاهش را مصرف میکند... صدای بلند بال زدن
او هیچوقت ازدواج نکرده بود! - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
لیوان مشروبش را یک باره سرکشید به دیوار زل زده بود دود سیگارش را بیرون داد و چشمانش را از میان هاله های دود به دیوار دوخت بلاخره باید طرحی روی آن پیاده می کرد همیشه هر وقت کار نقاشی دیوار خانه ایی را می گرقت دود سیگارش را بی
aforesaid - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
تخریب درونی مثل ترشح بی وقفه اسید معده روی جداره آشفته ام یک رابطه که گاینکلوژی شد یک گوشه از مغزم که آنلاین شد با حضورش و لایه های کورتکس مغزم دیگر خودش را نارسیست حساب نمی کند و اما دومینوهای قلب ساده لوحم که
آدم های کور،خوک کور می خورن !!! - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
آرام منتنها حقیقت من است که هیچ وقت در پرسپکتیو نمی رودشاید چون کاواک های مغزم ناپایدار شدهآرام من نترسبرو بالای درخترنگین کمونو بو کنبرام بگوبگو که هنوز رنگین کمون همون بویی رو میدهکه همیشه دوست داشتی بده بوی داگ استایل هایی که میخواستیولی در اصل بوی زندگی سگی بودبوی الکل و سم کلمات اورتودوز مستیشو...
!پیش نویس یک اپوزیسیون مذهبی! - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
ما همین خاکیمکه از آن خس ها سبز شدهمان دستکه پای پرچم سیاه شمربه جرم کفر حقیقیفواره ی اعتراف به نکرده ها از خون گرم شدما همانیم که گوش هایمان پر از دروغ کثیف بودهمان کودکان که حمام عدالت برایشان هم معنی ترس .شامپو ی اشکاور .سوزش چشم و گریز بوده
عجله نکن، هم تو بهشت صندلی زیاد هست هم تو جهنم؛پس از پاهامون خوب استفاده کنیم - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
عجله نکن، هم تو بهشت صندلی زیاد هست هم تو جهنم؛پس از پاهامون خوب استفاده کنیم دقیقا اخرین روزی که بو کردیمبوی دئودورانت آنلیمیتدبدون پروکسیبا نگاه هایی که با قید ساختیمو ته همه چیزمان بدون نگاه به ایندهبا رویاها
Dream Scarecrow - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
در خواب تو ی صومعه خوابم برده بوداسکولاستیک ها و صدای ناقوس که شیطان صدایش را دراورده بودمن را درخواب بیدار کرداسکرکرو مناسکرکرو مصلوب شده ی منمیخ های کف دستش را نگاه میکندسعی میکند از امتداد غروب بالاتر بروداونقدر بالا که برای اولین بار سای
hold! - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 1:56
hold! خواب های مسبوط شده ی منپشت این شیشه های خونیپشت این دریچه های مردابیروی باور استیصالولمس خیس سکوندر باور یک خیرگیو....استراکچر قویاز یک رویارویای تسخیر تواستیلاء میشوی بر خواب هایمخواب هایی با خط بریل با نوشته